مصاحبه ما روز ۱۷ سپتامبر و در ساعت ۲ بعد از ظهر بود.مکان مصاحبه هم در هتل روتانا در خیابان مزه غربی قرار داشت.ما با پرواز ایران ایر روز ۱۶ سپتامبر رفتیم و شب رسیدیم سوریه.شب رو در هتل استراحت کردیم و فردا صبح که روز مصاحبه بود من یک مقدار سوالات مهم رو مرور کردم و برای ساعت ۱۳ از هتل زدیم بیرون و رفتیم هتل روتانا.خیابان مزه در سوریه خیابان معروفیه و اکثر راننده تاکسی ها اون خیابون رو بلدند چون سفارت ایران و کانادا و کبک چسبیده بهم در این خیابون قرار دارند.

بهر صورت ما  یک ربع زودتر به هتل رسیدیم و در لابی منتظر بودیم تا یک آقای تقریبأ تپل و بامزه اومد و ما رو صدا کرد و بعد از احوال پرسی اولیه سوار آسانسور شدیم و توی آسانسور از همسرم پرسید که شما هردوتون تو فلان شرکت کار میکنید یا نه که همسر جان اشتباه متوجه شد و گفت بله اما آفیسر اصلأ به روی خودش نیاورد.

بعد ما رو به اتاق کارش دعوت کرد و یک اتاق خوشگل با مبلمان ساده و در عین حال شیک و خیلی هم خنک بود و برای من که افت فشار و قند پیدا کرده بودم خیلی جالب نبود.

من و همسرم رو دعوت به نشستن کرد و خودش پشت لب تاپش نشست و مصاحبه ما شروع شد.اول از همه مدارک ازدواج و شناسنامه ها رو با اصلشون تطبیق داد و چک کرد و در عین حال هم هر سوالی که مربوط به مدارک میشد میپرسید اما خیلی شمرده و واضح سوال میکرد و فکر کنم فهمیده بود ما ناشی هستیم و سعی میکرد ما رو هول نکنه.

بعد راجب به کار من پرسید که شغلم چیه و کجا کار میکنم.سمتم در شرکت چیه و با چند نفر مستقیمأ در ارتباط هستم.سابقه کار و نامه به روز شده کار رو ازم خواست که تحویل دادم و در عین حال همه اطلاعات رو در یک سیستمی وارد میکرد.فکر میکنم برای خودشون یه نرم افزار خاص دارند که قسمت به قسمت توسط این آفیسر ها پر میشه و امتیاز هر قسمت رو مشخص میکنه. 

بعد ازم خواست که به انگلیسی براش توضیح بدم که چرا میخواین مهاجرت کنیم و من از اونجایی که زبان انگلیسیم از وقتی که فرانسه میخونم دچار چالش شده بود باتته و پته شروع کردم و همسرم دائم سرش رو به علامت تأیید حرفهای من تکون میداد که یعنی درست میگی!!!

خلاصه ما توضیح دادیم و گفت حالا چرا میخوای بری کبک و من با کلمه طلایی که به خاطر اینکه من زبان فرانسه رو خیلی دوست دارم شروع کردم که گفت اینرو همه ایرانیها میگن و اینجا من مجبور شدم که به جملات زیبا و قصار موجود در سوالات رجوع کنم و همچین از کبک تعریف کردم که هی میگفت اووههووم اووههوم یعنی این خوبه.

بعد پرسید اگر بخوای اونجا مهندس باشی چیکار باید بکنی که من راجب به انجمن مهندسین توضیح دادم و از اقتصاد کبک و نام نخست وزیر کبک پرسید.

بعد شروع کرد از همسر جان به سوال پرسیدن که در اینجا همسر گل نتونست خیلی فرانسه صحبت کنه و زد به دشت کربلا و تمام شغل و کارش رو انگلیسی توضیح داد و جالب اینجاست که آفیسر هم اطلاعات بسیار خوبی راجب به شرکتهای مهندسی  مهم و سایر شرکتهایی که در مونترال قرار دارند داشت و با هم کلی اطلاعات رد و بدل کردند.

راجب به خواهرم پرسید که من گفتم در کبک زندگی میکنه و امتیاز فامیل درجه 1 رو بهمون داد.

همه چیز خیلی خوب پیش رفت و راجب به خانوادم و تعداد خواهر و برادرام پرسید.

در انتها هم میزش رو جم و جور کرد و گفت میدونید چقدر امتیاز گرفتید که همسرم یک عدد رو گفت و از منم پرسید که حدس همسرم درست بود و بهمون خیلی مودب و با احترام تبریک گفت.

راستی یک برگ هم برامون پرینت گرفت که قوانین کبک در اون نوشته بود و اول برامون خوند و گفت اگر موافق هستید امضا کنید که ما هم سه سوت امضا کردیم.

ما سرچ کاری هم داشتیم کد های NOC رو هم آماده کرده بودیم.و من حدود 50 تا شرکت در کبک رزومه فرستاده بودم و همه رو بهش نشون دادم و اونم خیلی خوشش اومد و گفت خیلی کار خوبیه که از حالا دنبال کار مورد نظرتون باشید و میتونید به شرکتها اعلام کنید که ما حدودأ 7 8 ماه دیگه اونجا هستیم و در جستجوی شغل مناسب هستیم.

2 تا نامه هم از کلاسهای زبانم برده بودم که اونها رو ازم گرفت و ضمیمه پروندم کرد.نامه attestation سفارت فرانسه رو خیلی خوشش اومد و پرسید چه دوره هایی اونجا گذروندی که من گفتم conversation 1 , 2  رو گذروندم.

در آخر هم به من گفت شما فرانسه زبان هستید اما همسرتون هنوز انگلیسی زبانه و باید تلاش بکنه که فرانسه رو سریعتر یاد بگیره.

مصاحبه خیلی خوبی بود و به خاطر رفتار خوبی که با ما داشت زمان رو از یاد بردیم و وقتی ساعت رو نگاه کردیم دیدیم حدودأ 1:10 دقیقه بود که داشتیم صحبت میکردیم و در آخر با خنده گفت که نمیخواید برید هتل که ما هم خندیدیم و اومدیم بیرون.

پس با یک جمع بندی خوب طبق صحبت بقیه دوستان میشه به این نتیجه رسید که با اعتماد به نفس و شاداب بودن و نشون دادن این موضوع که فرد تلاشگری هستی و برای مهاجرت دلیل و انگیزه قوی داری , در مصاحبه قبول میشید.

امیدورام همه دوستان این مرحله رو به خوبی پشت سر بگذرونند.

خبر  :

در بولتن اجرایی جدید سازمان مهاجرت کانادا به تاریخ 16 سپتامبر، به آفیسرها ابلاغ شده است که پرونده‌های متقاضیان ایرانی ساکن در داخل ایران ( دیدار با اقوام درجه ۱ ) را سریع‌تر بررسی نمایند و این اقدام را پاسخی به وضعیت موجود در کشور ایران نام نهاده است.

لینکش هم اینجاست.(از وبلاگ مسافر کوچولو)

در ضمن از قرار معلوم دفاتر آنکارا و ابوظبی هم ازین پس به شمار دفاتر بررسی کننده پرونده‌های ایرانیان متقاضی مهاجرت اضافه می‌شوند که این نیز به خودی خود روال پرونده ها را سریع تر می کند."

موفق باشید.